ان ال پی چیست؟

حتما این جمله را شنیده اید که «اکثر ما انسان ها زندانی ذهن و باور خود هستیم». ذهنی که توسط والدین، خانواده، مدرسه و جامعه برنامه ریزی می شود و باورهایی که نشات گرفته و براساس باورهای مرسوم جامعه و فرهنگی است که در آن زندگی می کنیم. باورهایی که محدود کننده بوده و بتدریج […]

حتما این جمله را شنیده اید که «اکثر ما انسان ها زندانی ذهن و باور خود هستیم». ذهنی که توسط والدین، خانواده، مدرسه و جامعه برنامه ریزی می شود و باورهایی که نشات گرفته و براساس باورهای مرسوم جامعه و فرهنگی است که در آن زندگی می کنیم. باورهایی که محدود کننده بوده و بتدریج خود را در تصمیمات ما در زندگی نشان می دهند. باورهای ذهنی محدود کننده ایی که مانع از موفقیت و رسیدن ما به اهدافمان در عرصه های مختلف زندگی (شغلی، ارتباطی، تحصیلی و … ) می شوند.

 

ان. ال. پی علمی است که با تکنیک هایش به ما کمک می کند ذهن برنامه ریزی شده را مجددا برنامه ریزی کرده و با تدارک برنامه هایی بهتر برای آن به موفقیتی که در زندگی خواستار آن هستیم برسیم.
ان.ال.پی روز به روز در حال رشد و توسعه است. این علم هیچ نهایت، مرز و محدودیتی را برای انسان ها تعیین نمی کند و هر کسی برا اساس نیاز و برداشت خود می تواند از آن بهره مند شود.
ان.ال.پی مسیر و روش فکر کردن و زندگی کردن بدون محدویت را به انسان ها می آموزد.

 

تاریخچه

اوایل دهه ۱۹۷۰ همکاری جان گریندر (زبان شناس) و ریچارد بندلر ( روان شناس) موجب شد تا علم ان.ال.پی نمود خارجی پیدا کند. این دو نفر با همکاری یکدیگر درباره سه روان درمانگر سرشناس و صاحب نام فریتز پرلز ( بانی مکتب گشتالت درمانی)، ویرجینیاساتیر ( خانواده درمانگر) و میلتون اریکسون ( متخصص هیپنوتیزم) مطالعات جامع و کاملی انجام دادند. این دو در پیایجاد و ابداع یک مکتب روان درمانی جدید نبودند. بلکه هدفشان یافتن انگاره ها و الگوهای فکری روان درمانگرهای برجسته و موفق و انتقال آن به دیگران بود.

 

سه روان درمانگری که به عنوان الگو انتخاب شدند با وجود تفاوت های بسیاری که در شخصیت خود با هم داشتند از انگاره های مشابهی پیروی می کردند.
بندلر و گریندر این انگاره ها را پیدا و بررسی کرده و پس از پالایش آن ها الگویی عالی فراهم آوردند تا از آن برای برقراری ارتباط موثر ، ایجاد تحول شخصی ، افزایش یادگیری و البته دستیابی به رضایت خاطر بیشتر در زندگی استفاده کنند .
و در نهایت ان.ال.پی متولد شد.

 

 

تعریف ان.ال.پی

در تعریف ان.ال.پی از سه بخش استفاده شده است.

۱- عصبی (Neuro )
تاکید بر این نکته دارد که همه رفتارهای ما از فرایند عصب شناختی بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه نشأت می گیرد. ما به کمک حواس پنج گانه خود دنیا را تجربه می کنیم. اطلاعات را می گیریم و بعد به استناد این اطلاعات کاری انجام می دهیم. عصب شناسی ما نه تنها فرایندهای فکری نامرئی بلکه همچنین واکنشهای زیست شناختی مرئی ما را نسبت به نقطه نظرها و حوادث در بر میگیرد . جسم و ذهن وحدتی جدانشدنی تشکیل می دهند ، یعنی به انسان صورت خارجی می بخشند .

 

۲- کلامی (Linguistic )
این بخش بیان می کند که ما برای تنظیم افکار و رفتار خود و برقراری ارتباط با دیگران از زبان استفاده می کنیم.

 

۳- برنامه ریزی (Programming)
به نحوه سازمان دهی تفکر برای رسیدن به نتایج خاص در زندگی فرد گفته می شود. شامل انتخاب و برگزیدن روش هایی است که با بکارگیری آن ها برای سازمان دادن به نقطه نظرها و اعمال خود می توانیم به نتایج موردنظر خود یابیم.

 

 

مشخصه های ان . ال. پی

 

• ان . ال . پی یک رویکرد کلی نگر است.
• ان . ال . پی با جزئیات سروکار دارد.
• ان . ال . پی بر اساس توانایی و الگوسازی نقشی است.
• ان . ال . پی بر پردازش ذهنی تمرکز دارد.
• ان . ال . پی طرح های زبانی خاص را به کار می برد.
• ان . ال . پی هم با ذهن هشیار و هم با ذهن ناهشیار کار می کند.
• ان . ال . پی در فرایندها و نتایج سرعت عمل دارد.
• ان . ال . پی رویکردی خنثی است.
• ان . ال . پی در رفتار خود به افراد احترام می‌گذارد.

 

اصول کلیدی در ان.ال.پی

۱- نتیجه (هدف )
نخست بدانید که چه می خواهید و انتظار چه چیزی را می کشید. اگر ندانید به کجا می روید رسیدن به مقصد دشوار می شود.
آلیس گفت: «ممکن است لطفا به من بگویید از کدام سمت باید بروم ؟ »
گربه جواب داد: «بستگی به این دارد که کجا می خواهی بروی. »
آلیس گقت: «آنقدرها مهم نیست که کجا … »
گربه گفت : «در این صورت مهم نیست که از کدام سمت بروی.»
” آلیس در سرزمین عجایب ، لویس کارول ”
لازم است در زمینه تعیین هدف به نکات زیر توجه داشته باشید
الف – به جای آنچه نمی خواهید به آنچه می خواهید بیندیشید. از خود بپرسید :
می خواهم به چه هدفی برسم ؟ خواسته حقیقی من چیست ؟
ب – به این بیندیشید که در حیطه کنترل خود چه اقدامی صورت خواهید داد. از خود بپرسید:
برای رسیدن به هدف چه خواهم کرد ؟ چگونه می توانم شروع کنم و ادامه دهم ؟
پ – تا حد امکان هدف مشخصی را در نظر بگیرید. از خود بپرسید:
چی کسی؟ کی، کجا، چه و چگونه؟ ))
ج – به علائمی که خبر از دستیابی شما به هدف را می دهند توجه کنید. از خود بپرسید:
در صورت رسیدن به هدف چه خواهم دید؟ چه خواهم شنید؟ چه احساسی خواهم داشت؟ ز کجا بدانم که به هدفم رسیده ام؟
د – آیا برای رسیدن به هدف خود از منابع و امکانات کافی برخوردار هستید؟ از خود بپرسید:
برای رسیدن به هدف به چه چیزی احتیاج دارم؟
ه – آیا هدف من متناسب و به اندازه است؟ از خود بپرسید:
کدام عامل مانع دستیابی من به هدف می شود؟
اگر به هدفم برسم چه عایدم می شود؟
م – دستیابی به هدف چه نتایجی در زندگی و روابط شما ایجاد می کند؟ از خود بپرسید:
تحقق این هدف روی چه اشخاص دیگری اثر می گذارد؟ اگر به این هدف برسم چه اتفاقی می افتد؟ آیا اگر مستقیما به این هدف برسم این روش را انتخاب می کنم؟
ن – آخرین مرحله اقدام کردن است.
مهارتها، شیوه ها و ذهن پرمایه ابزار لازم برای رسیدن به هدف هستند. شرایط جسمانی، تغذیه، توانمندی و استقامت و پایداری نیز نقشی ایفا می کنند. ان.ال. پب مهارتی قدرتمند برای غلبه بر موانع، مقاومت ها و دخالت هاست.
۲- تیزحسی
هوشیار باشید، دریچه های حواس خود را باز نگه دارید تا آنچه را که به دست می آورید متوجه شوید.

۳- انعطاف پذیری
انعطاف پذیر باشید. بارها و بارها در رفتارتان تجدید نظر کنید تا به خواسته های خود برسید.

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *