اسطوره های ازدواج

اسطوره ها در ازدواج همان انتظارات غیر واقع بینانه و غیرمنطقی هستند که ما از خودمان، همسرمان، ازدواج و رابطه مشترک داریم. این باورهای غیر منطقی اگر اصلاح نشوند رابطه ی زوج و ازدواج را به چالش کشیده و آن را دچار مشکل می کنند. بنابراین لازم است این اسطوره ها، انتظارات و باورهای اشتباه […]

اسطوره ها در ازدواج همان انتظارات غیر واقع بینانه و غیرمنطقی هستند که ما از خودمان، همسرمان، ازدواج و رابطه مشترک داریم. این باورهای غیر منطقی اگر اصلاح نشوند رابطه ی زوج و ازدواج را به چالش کشیده و آن را دچار مشکل می کنند.

بنابراین لازم است این اسطوره ها، انتظارات و باورهای اشتباه اصلاح شوند تا اثرات منفی آن ها بر روی روابط زوجی و ازدواج از بین برود.

حال که متوجه شدیم اسطوره های ازدواج چه هستند، ممکن است برایمان سوالی پیش آید و آن این است که:

 

اسطوره ها چگونه به وجود می آیند؟

 

اسطوره ها اکتسابی و آموخته شده هستند و از تجارب شخصی زن و مرد نشأت می گیرند. تجاربی که زن و مرد از خانواده، فرهنگ و جامعه ایی که در آن زندگی می کنند، کسب کرده اند.
بعضی از اسطوره ها را والدین و خانواده اولیه، بدون این که آگاهی داشته باشند به دختران و پسران خود یاد داده اند. دختران و پسران نیز این اسطوره ها (باورها و انتظارات غلط) را با خود به رابطه زوجی و ازدواج منتقل می کنند. در واقع اسطوره ها بقایای پیام های خانواده اولیه و اصلی به دختران و پسران خود هستند.

 

در ادامه برخی از متداول ترین اسطوره ها را با شما در میان می گذارم.

 

اسطوره اول:

ما اگر همدیگر را دوست داریم، پس باید همیشه خوشحال باشیم.

 

انتظارِ داشتن یک زندگی همیشه شاد، انتظاری اشتباه و مخرب است. در زندگی روزمره مسائل و اتفاقات گوناگونی باعث می شوند که ناراحت و غمگین شویم و حس خوشحالی مان را از دست بدهیم. خوشحال نبودن به این دلیل نیست که همسرمان را دوست نداریم و یا این که با او مشکل داریم. بر عکس این مسئله نیز ممکن است. گاهی اوقات همسرمان خوشحال نیست، این دلیلی بر این نیست که ما را دوست ندارد. پس این باور که همسرمان و ما در زندگی مشترک باید همیشه خوشحال و شاد باشیم و اگر نبودیم یعنی همدیگر را دوست نداریم یک باور غیر واقع بینانه است که بهتر است کنار گذاشته شود.

 

اسطوره دوم:

ما اگر همدیگر را داشته باشیم، دیگر نیازی به خانواده و دوستان نداریم.

 

متاسفانه در ابتدای رابطه و زندگی مشترک اکثر زوج های جوان ممکن است این باور اشتباه را داشته باشند. فردی که این باور را دارد، از اینکه همسرش با خانواده، دوستان و اطرافیان خود ارتباط داشته باشد، ناراحت و ناراضی است. او فکر می کند دیگران مانعی برای رابطه عاشقانه او و همسرش هستند (این باور غلط اگر اصلاح نشود، خانه خراب کن است). بنابراین تمام تلاش خود را می کند تا رابطه ی طرف مقابلش را با دیگران محدود و یا حتی قطع کند.

زن و مرد، علاوه بر ارتباط عاشقانه ایی که با هم دارند، به ارتباط با خانواده، دوستان و اطرافیان شان نیز نیاز دارند (البته در حد تعادل و با حفظ مرزها). بنابراین قطع ارتباط با تمام اطرافیان و چسبیدن به رابطه عاشقانه، در دراز مدت رابطه زن و مرد را تحت الشعاع قرار داده و با مشکل مواجه می کند.

 

اسطوره سوم:

رابطه خوب به خودی خود و بدون تلاش اتفاق می افتد.

 

لازم است بگویم که رابطه خوب به خودی خود و بدون تلاش اتفاق نمی افتد. برای ایجاد و ماندگاری یک رابطه خوب و موفق هر دو طرف رابطه باید سخت و مداوم تلاش کنند. رابطه خوب و موفق به رسیدگی نیاز دارد. نمی شود رابطه را به امان خدا رها کرد و انتظار یک رابطه قوی، مستحکم و عاشقانه را نیز داشت. رابطه موفق مانند گل میماند، ظریف، حساس و شکننده است. پس به احتیاج و مراقبت طولانی مدت و همه جانبه نیاز دارد تا شکوفا شود.

 

اسطوره چهارم:

در ازدواج زمانی که مشکلی پیش می آید باید مشخص کنیم مقصر کیست.

 

متاسفانه این باور یک باور غیر منطقی رایج و مشکل ساز است. در به وجود آمدن اکثر مشکلات زندگی مشترک، شخص خاصی مقصر نیست. مشکل بوجود آمده تنها حاصل تفاوت نظر و دیدگاه دو طرف رابطه است. پس به دنبال مقصر بودن کار بیهوده و بی فایده ایی است. در اغلب مواقع مقصر مشکلات پیدا نمی شود. چون هر دو طرف رابطه حق را به خود می دهند. اگر هم مقصر پیدا شود مشکلات بیشتری به دنبال آن به وجود می آید. پس بهتر است به جای دنبال مقصر بودن، انرژی خود را روی حل مسئله بگذاریم. نگاه ما در هنگام مواجه با مشکلات در زندگی مشترک باید از دنبال مقصر گشتن به سمت دنبال راه حل بودن تغییر کند.

 

 

اسطوره پنجم:

زن و مرد باید در تمامی اوقات روز با هم باشند و تمام وقتشان را با هم بگذرانند.

 

برخی از زوجین بر این باورند که بعد از ازدواج باید تمام اوقات روز را با هم باشند و تمام برنامه های آن ها با هم و به صورت مشترک انجام گیرد. این یک باور اشتباه است. زن و مرد به اوقاتی شخصی نیاز دارند که در آن اوقات به تنهایی به اهداف شخصی خود بپردازند. بنابراین زن و مرد علاوه بر اوقات مشترک و داشتن اهداف مشترک بایستی اوقاتی را نیز به تنهایی سپری کنند و لزومی ندارد که شبانه روز و تمام وقت با هم باشند.

ویلیام گلاسر در کتاب «تئوری انتخاب» در خصوص داشتن اهداف و اوقاتی مستقل و مجزا از همسر می گوید: «برای آن که یک رابطه عاشقانه و جنسی تداوم یابد، اکثر ما نیازمند آنیم که زندگی خاص خود را نیز داشته باشیم (البته نه زندگی جنسی دیگری) بلکه یک زندگی اجتماعی و تفریحی که از رابطه عاشقانه ما مستقل و مجزا باشند. زن و شوهرها نیاز دارند علایق، سرگرمی ها و دوستان خاص خود را داشته باشند و هر کدام به تنهایی به آن ها بپردازند. آیا می توانید بدون ترس از انتقاد و شکایت به این امور بپردازید؟ ما در رابطه خود با دوستان خوب و اعضای دلسوز خانواده، به راحتی می توانیم از چنین علایق و سرگرمی هایی برخوردار باشیم. بسیاری از ما نیاز داریم یاد بگیریم این موضوع را از زندگی مشترک خود (ازدواج) نیز جدا کنیم. تلاش برای بازداشتن همسرمان از لذت بردن از این فرصت ها رابطه زناشویی مان را تخریب می کند. تکیه و وابستگی به همسر در تمام زمینه ها معمولا خارج از توان اکثر رابطه هاست».

 

اسطوره ششم:

اگر مرا دوست دارد باید بداند که به چه فکر می کنم و چه نیازی دارم. پس احتیاجی نیست درباره افکارم، نیازهایم و احساساتم با او صحبت کنم.

 

یادمان باشد که همسر ما توانایی ذهن خوانی ندارد. انتظار ذهن خوانی از همسر یک خطای شناختی مخرب است. این که انتظار داشته باشیم همسرمان اگر ما را دوست دارد، پس باید تمام نیازها، خواسته ها و احساسات ما را فهمیده و درک کند بدون این که درباره آن ها با او صحبت کنیم، انتظاری غیرمنطقی و دور از ذهن است. لازم است که واضح، شفاف و صریح درباره نیازها، خواسته ها و احساسات خود با همسرمان حرف بزنیم. تا وقتی که همسرمان نداند ما چه نیازها و خواسته هایی داریم، چطور می تواند آن ها را برایمان برآورده کند.

 

اسطوره هفتم:

یک ازدواج ناموفق بهتر از مجرد و تنها ماندن است.

 

به نظر می رسد که این باور بیشتر در دختران وجود داشته باشد. دخترانی که سنشان بالا رفته و نگران آینده هستند. نگران این که مبادا تا آخر عمر تنها بمانند. به همین دلیل این باور در آن ها شکل می گیرد که بهتر است هر چه زودتر ازدواج کنند. آنها این باور را دارند که ازدواج بد و ناموفق بهتر از تنها ماندن و مجردی است. این باور باعث تصمیماتی شتاب زده و احساسی در انتخاب همسر می شود. در نتیجه ممکن است انتخابی نادرست صورت بگیرد و مشکلات جدی در ازدواج را با خود به همراه بیاورد.

 

اسطوره هشتم:

ازدواج مشکلات روانی و رفتاری را درمان می کند.

 

با یک باور مخرب و غلط به شدت آسیب زننده روبه رو هستیم. هیچ کدام از مشکلات روانی و رفتاری فرد با ازدواج حل نخواهند شد. چه بسا که ازدواج پر تنش و مسئله ساز این مشکلات را تشدید و بدتر هم کند. پس به امید حل مشکلات روانی و رفتاری خود به ازدواج روی نیاوریم. این باور را کنار گذاشته و ابتدا برای درمان مشکلات خود به طور جدی اقدام کنیم و پس از بهبود به فکر ازدواج باشیم.

 

 

اسطوره نهم:

برای حمایت از یکدیگر، باید بر سر تمام موضوعات با یکدیگر توافق داشته باشیم.

 

کسی که این باور غیرواقع بینانه را دارد در شرایط و موقعیت هایی که همسرش با او موافق نیست، مضطرب و نگران می شود و احساس می کند که همسرش نمی تواند حامی خوبی برای او باشد.
یادمان باشد که دو طرف رابطه، دو فرد متفاوت و مستقل با ویژگی های منحصر به فرد و خاص خود هستند که در برخی موارد با هم اختلاف نظر دارند و دیدگاه شان یکی نیست. پس این باور غلطی است که فکر کنیم چون همسرمان با ما موافق نیست، پس نمی تواند حامی خوبی باشد. قرار نیست زن و مرد صد در صد مواقع با هم موافق باشند. اختلاف نظرها در رابطه زن و مرد کاملاً طبیعی است. می توانیم حین داشتن دیدگاهی متفاوت با همسرمان از او حمایت کنیم و این دو هیچ منافاتی با هم ندارند. به طور مثال مردی که با ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر برای خود و همسرش موافق نیست، ولی همسرش به ادامه تحصیل در مقطع بالاتر علاقه دارد. این مرد با وجود اختلاف نظر در این زمینه به همسرش کمک می کند تا ادامه تحصیل دهد و به علایق خود برسد.

 

اسطوره دهم:

بعد از ازدواج تغییرش می دهم.

 

هیچ انسانی توانایی تغییر دادن دیگری را ندارد، مگر این که خودش بخواهد. اگر فردی معتاد است، اهل دعوا و کتک کاری است، دچار مشکلات روانی شدید است و یا با ما اختلاف نظر فاحشی دارد؛ لطفا با او ازدواج نکنیم. تغییر به خودی خود فرایندی سخت، طاقت فرسا و زمان بر است. اگر خود فرد نخواهد  تغییر کند، محال است که کسی بتواند او را تغییر دهد. پس بهتر است با این باور اشتباه که بعد از ازدواج «کاری می کنم که اعتیادش را ترک کند»، «درستش می کنم»، «گفتم ازدواج که کنیم اخلاقش بهتر می شود» و … وارد زندگی مشترک نشویم.

 

اسطوره یازدهم:

ما باید بدون تأثیری که ممکن است روی همسرمان بگذاریم، کاملاً با یکدیگر صادق باشیم.

 

در این که صداقت یک رکن اساسی در رابطه زن و مرد است، شکی نیست. ولی داشتن این باور، باعث می شود که زن و مرد سیر تا پیاز اتفاقاتی که در گذشته رخ داده و هیچ تأثیر منفی روی زندگی مشترک آن ها ندارد را با یکدیگر در میان بگذارند. برخی اتفاقات گذشته ممکن است اثر منفی روی ذهن طرف مقابل بگذارد بدون آن که هیچ منفعت یا ضرری در زندگی مشترک داشته باشد. پس گفتنش منطقی نیست و بهتر است که بازگو نشود.

 

 

 

اسطوره دوازدهم:

عشق به تنهایی کافی است.

 

واقعیت این است که عشق به تنهایی کافی نیست. تصمیم به ازدواج و انتخاب یک فرد برای زندگی آینده اگر فقط بر اساس عشق صورت گرفته شود، یک تصمیم کاملاً احساسی است. انتخاب همسر و ازدواجی که فقط مبتنی بر احساس باشد با ریسک فراوانی روبرو است. چنین انتخابی با احتمال قوی در آینده فرد را دچار مشکل خواهد کرد.

 

 

 

اسطوره های بالا از متداول ترین اسطوره ها در روابط زن و مرد هستند. لازم است زن و مرد در اوایل آشنایی و یا ازدواج، نسبت به اسطوره ها و باورهای غیرمنطقی یکدیگر شناخت پیدا کنند. بهتر است زن و مرد شرایطی را فراهم کنند و درباره این باورها با هم به گفتگو بنشینند. هر چه زن و مرد بتوانند این پیام های غیرمنطقی را بهتر و بیشتر بشناسند، درک کنند و درباره آن صحبت کنند، راحت تر و بدون دردسر کمتری می توانند آن ها را کنار بگذارند. بسیار خوب است که زن و مرد برای رابطه و زندگی مشترک خود (خانواده تازه تشکیل شده ) باورها و رسوم مشترک جدیدی را فارغ از رسم و رسومات خانواده های اولیه خلق کنند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *