آنچه امروز آموختم-5

تا زمانی که حداقل پنج مترادف برای هر کلمه ندانید، نویسنده نمی شوید. /جورج برنارد شاو/
یک جملۀ تأثیرگذار و قابل تأمل برای نویسنده های جوان و آماتور

 

1

امروز کتاب غرور و تعصب جین آستن را از کتابخانه ام بیرون کشیدم. ورق زدم و صفحاتی را خواندم.
بخشی از این کتاب:
« اگر بنا بود الیزابت عقاید خود را از روی مشاهدات و جریانات زندگی خانوادگی و کسان خود متشکّل سازد هیچ وقت نمی توانست از زندگی زناشویی و سعادت خانوادگی خود دورنمای دلپذیر و مطبوعی بسازد. پدرش که شیفتۀ جوانی و زیبایی و حسن خلق ظاهری، که در نتیجۀ جوانی و زیبایی جلوه می کند، شده بود با دختری ازدواج کرده بود که فهم نارسا و افکار محدود و ناچیزش از همان اوایل کار تمام محبت او را زایل ساخته بود. احترام، اهمیت و اعتماد، همه از همان مراحل اول و برای همیشه رخت بربسته بودند، و تمام آرزوها و نقشه های او در سعادت خانوادگی و ازدواج نقش بر آب شده بود. اما آقای بنت دارای فطرت و طبعتی نبود که یأس و ناکامی را که در نتیجۀ عمل نسنجیدۀ دور از حزم و احتیاط خودش بود با سرگرمی ها و لذات دیگری که معمولاً دیگران در این موارد به آن متوسل می شوند تسلی و تشفی دهد. وی خیلی به کتاب و نواحی ییلاقی علاقه مند بود و لذت اصلی او در این دو چیز بود. سبکسزی و خل گری های زنش وسیلۀ تفریح و مشغولیت او بود. البته نحوۀ تلقی و طرز رفتار، آن نوع ارتباط و تأمین سعادتی نیست که یک مرد در زندگی زناشویی به زنش مدیون است. اما وقتی سایر وسایل تمتع و خوشی در میان نباشد عقلای واقعی از آنچه موجود و در دسترس است استفاده می کنند.
الیزابت هیچ وقت از رفتار ناشایستۀ پدرس در مراحل شوهرداری غافل نبود. بلکه همیشه از دیدن آن رنج می برد. اما چون به استعداد و لیاقت او احترام می گذاشت و از طرفی پدرش همیشه با کمال مهربانی و محبت با او رفتار می کرد، الیزابت هم می کوشید تا چیزهایی را که نمی تواند اغماض کند اقلاً فراموش نماید. پیوسته مشاهدی می کرد که پدرش با نقض وظایف و احترامات زناشوبب و پشت پا زدن به حفظ آداب و رسوم، ححتی زنش را در مقابل فرزندان خود مسخره و مفتضح می سازد. این اعمال به نظر او خیلی درخور سرزنش و ملامت بود و ناچار سعی می کرد حتی المقدور فکرش را هم نکند. ولی هیچ وقت مثل این زمان مفاسد و مضاری را که در نتیجۀ چنین ازدواج نامتناسبی متوجه فرزندان می شود درک نکرده بود. هم چنین پی نبرده بود که وقتی هوش و فهم و قابلیت کسی در اثر شکست و حرمان یا علل دیگر از راه صحیح خود منحرف شده و به راه کج بیفتد چه مفاسدی از آن نتیجه می شود. لیاقتها و استعدادهایی که اگر در جای خود بکار برده می شد- اگر هم قادر به اصلاح و توسعۀ فکر زنش نمی بود- لااقل اهمیت و احترامات دخترانش را می افزود و حفظ می کرد».

 

2

میزان نشاط و شادی محیط خانواده به روحیه تک تک اعضاء خانواده بستگی دارد. وقتی عضوی از خانواده مدام گله و شکایت کند، غر بزند، ناراحت باشد و زانوی غم به بغل گرفته باشد، ناخودآگاه روی اتمسفر روانی و محیط خانواده تأثیر می گذارد.

3

قربانی اصلی ازدواج های نامتناسب و پردردسر، فرزندان هستند؛ چه آن ازدواج به طلاق و جدایی ختم شود و چه نشود.

 

به وقتِ 18 مرداد 1400

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط