تجربۀ نوشتن صفحات صبحگاهی

اولین بار در سایت شاهین کلانتری عزیز با تمرین نوشتن صفحات صبحگاهی آشنا شدم. روزهای آخر سال ۹۷ بود. به نظرم جالب آمد. دوست داشتم تمرین را انجام دهم. ولی بلافاصله دست به کار نشدم. با خودم گفتم: «تمرینِ سختی است. می گذارم برای سال جدید. الان هم که آخر سال است و کلی کار […]

اولین بار در سایت شاهین کلانتری عزیز با تمرین نوشتن صفحات صبحگاهی آشنا شدم. روزهای آخر سال ۹۷ بود. به نظرم جالب آمد. دوست داشتم تمرین را انجام دهم. ولی بلافاصله دست به کار نشدم. با خودم گفتم: «تمرینِ سختی است. می گذارم برای سال جدید. الان هم که آخر سال است و کلی کار دارم برای انجام و … ». داشتم بهانه تراشی می کردم. تا این که بلاخره روز ۲۴ فروردین سال ۹۸ دست به کار شدم و نوشتن صفحات صبحگاهی را شروع کردم. آن هم چه شروع کردنی. ۶ روز اول را پیوسته نوشتم ولی بعد از آن دست از انجام تمرین کشیدم. در سال ۹۸ دو روز صفحات صبحگاهی را می نوشتم و یک ماه تمرین را به حال خود رها می کردم. بعد از یک ماه باز به سراغ دفترم می رفتم و با خودم میگفتم ایندفعه دیگر اینقدر روی انجام این تمرین پافشاری می کنم که به یک عادت مثبت در زندگیم تبدیل شود. مصمم شروع می کردم، یک هفته ایی می نوشتم و دوباره یکی دو ماه تمرین را نیمه کاره رها می کردم. نمی دانم چرا اینقدر در برابر نوشتن صفحات صبحگاهی مقاومت می کردم. کاری بود که خودم دوست داشتم انجام دهم. اجباری در انجام دادنش نبود. ولی هر صبح که از خواب بیدار می شدم نوشتنش را موکول می کردم به فردای دیگر. با خودم میگفتم موکولش کن به زمان مناسب تر. شاید ضرورت و چرایی نوشتن صفحات صبحگاهی را درک نکرده بودم و هنوز به اهمیت این تمرین پی نبرده بودم.

 

این شد که در سال ۹۸ به شلخته ترین حالت ممکن صفحات صبحگاهی را نوشتم. آنقدر پراکنده و با وقفه که اصلاً به دلم نمی نشست ( از ۲۴ فروردین تا ۲۹ اسفند ۹۸ که حدودا ۳۴۲ روز میشد من فقط ۱۲۱ روز تمرین صفحات صبحگاهی را نوشته بودم).
در روزهای پایانی سال ۹۸ به نقطه ایی رسیدم که دیگر باید فکری به حال این وضعیت می کردم. از طرفی دلم نمی آمد و دوست نداشتم برای همیشه نوشتن صفحات صبحگاهی را کنار بگذارم. چون در این یک سال متوجه شده بودم که نوشتن صفحات صبحگاهی حتی ناقص، نصفه کاره و شلخته چقدر برایم مفید بوده. یک نیروی درونی اجازه نمی داد دست از سر این تمرین بردارم (مثل هزاران عادت دیگری که دوست داشتم در خودم نهادینه کنم ولی نشد) و بی خیال آن شوم. از طرفی لازم بود قضیه مقاومت یک ساله ام در برابر نوشتن صفحات صبحگاهی را یکجوری رفع و رجوع کرده و از بین ببرم.
میدانستم که این اتفاق فقط با عزمی جزم و اراده ایی راسخ خواهد افتاد و بس.

نوشتن صفحات صبحگاهی حتی ناقص، نصفه کاره و شلخته چقدر برایم مفید بوده. یک نیروی درونی اجازه نمی داد دست از سر این تمرین بردارم

تا این که آخر سال ۹۸ زمانی که به رسم عادت دو سه ساله ام به ارزیابی سالی که گذشت و برنامه ریزی برای سال نو پرداختم، در خانه تکانی اهدافی که راه انداخته بودم رسیدم به سر وقت تمرین صفحات صبحگاهی. دلم نمی آمد که دست از سر این تمرین بردارم. صدایی درونم آرام و آهسته میگفت از این تمرین ساده نگذر. (به همین واضحی). از طرفی تصمیم گرفته بودم سال ۹۹ خیلی جدی روی تولید محتوا، رشد و توسعه فردی خودم وقت بگذارم. این شد که مصمم شدم فکری به حال این تمرین کنم. در کامپیوترم فایلی باز کردم، به نام چک لیست صفحات صبحگاهی. از روز اول سال ۹۹ تاریخ زدم و جدول بندی کردم. روز اول فروردین مصمم و با قدرت تمام شروع به نوشتن این صفحات کردم و تا امروز که ۱۶ خرداد است و ۷۸ روز از شروع سال می گذرد، بی وقفه هر روز بدون هیچ فاصله ایی و تحت هر شرایطی صفحات صبحگاهی را را نوشته ام. با عشق و سرسختانه می نویسم. هیچ چیزی نتوانسته مانع نوشتن این صفحات در این چند روز شود. البته گاهی روزها (در حد چهار روز آن هم منقطع) زیرآبی رفته ام و از تعداد صفحات آن کاسته ام که با خودم عهد بستم که دیگر تکرار نشود. هر بار که تمرین صفحات صبحگاهیم را انجام می دهم، هم در سالنامه کوچکم و هم در چک لیست صفحات صبحگاهی جلوی انجام این تمرین تیک می زنم. این کار حس خوبی به من می دهد. حس این که اولین کار روزم را به بهترین نحوه ممکن انجام داده ام. به همین دلیل برای ادامه روز و انجام بقیه کارهای روزمره ام انرژی بیشتری دارم. .

 

 

گاهی وقت ها حین نوشتن صفحات صبحگاهی به شدت احساساتی می شوم. به جنبه هایی از وجودم پی میبرم که نه تنها هیچ کس از آن خبر ندارد که خودم نیز مدت هاست از آنها بیخبرم. لحظاتی که بدون سانسور افکاری روی کاغذ می نشینند که خود واقعی من هستند و مرا با جنبه پنهانی از شخصیتم پیوند دوباره می دهند، با صدای بلند گریه می کنم و یا مظلومانه و آرام اشک می ریزم.
گاهی وقت ها موقع نوشتن صفحات صبحگاهی لبخند می زنم و یا با صدای بلند میخندم. گاهی وقت ها نوشتن برخی جملات که بی مهابا و بدون سانسور به ذهنم رسیده سخت تکانم می دهد. من با نوشتن صفحات صبحگاهی خودم را بیشتر از همیشه شناختم. یک نوع خودکاوی درونی. من با نوشتن صفحات صبحگاهی در حال زیر و زبر کردن جنبه های متفاوت شخصیتم هستم.

 

حین نوشتن صفحات صبحگاهی نکاتی را رعایت می کنم. (طبق آنچه از شاهین کلانتری و جولیا کامرون یاد گرفته ام)

 نوشتن صفحات صبحگاهی اولین کار روزانه من است. به محض بیدار شدن از خواب قبل از هر کاری سه صفحه می نویسم.

 

 قبل از نوشتن صفحات صبحگاهی موبایلم را چک نمیکنم.

 

 حین نوشتن صفحات صبحگاهی هیچ کاری انجام نمی دهم. وسط نوشتن توقف نمی کنم و سراغ کار دیگری نمی روم. بی وقفه بدون ذره ایی حواس پرتی فقط سه صفحه پشت سر هم می نویسم. باری به هر جهت می نویسم. از هر چه که همان موقع به ذهنم آمد.

 

 دفاتر صفحات صبحگاهیم (تا همین الان ۴ دفتر) را در جایی پنهان کرده ام که دست هیچ کسی به آن نرسد. قرار نیست صفحات صبحگاهیم را کسی بخواند.

 

 تا امروز نشده که برگردم و نوشته های قبلی خودم را بخوانم. علاقه ایی به این کار ندارم. هیچ وقت کنجکاو هم نشده ام که بروم ببینم اوایل سال ۹۸ و در اولین تمرینات صفحات صبحگاهی چه نوشته ام.

 

 من فقط سه صفحه می نویسم. کیفیت نوشته هایم چندان برایم اهمیتی ندارد. مهم فقط نوشتن است.

 

 دفتر و قلمم را نزدیک محل خوابم گذاشته ام. به محض بیدار شدن بلافاصله شروع به نوشتن می کنم.

 

 گاهی وقت ها، اول صبح حین نوشتن ذهنم خالی و تهی می شود. هیچ چیزی به ذهنم نمی رسد. انگار همه افکار از مغزم گریخته باشند. در آن لحظات نیز دست از نوشتن برنمیدارم و به توصیه جولیا کامرون که گفته اگر چیزی به ذهنتان نمی آید بنویسید: «چیزی بنویس تا این سه صفحه پر شود» عمل می کنم.

 

مزایای نوشتن صفحات صبحگاهی برای من

 

 به من جرات و جسارت این را داده که نویسندگی، نوشتن و تولید محتوا را جدی تر دنبال کنم.

 

 اعتماد به نفسم در نوشتن بیشتر شده. اوایل کار با وجود علاقه ی بسیار از نوشتن می ترسیدم. فکر می کردم بدترین نوشته ها را من می نویسم. اما نوشتن پیوسته و روزانه این صفحات به من این جرات را داده که در هر شرایطی دست از نوشتن برندارم. حتی اگر چرت و پرت، بی کیفیت و بد بنویسم.

 

 از من فردی آرام، نترس، منظم، قوی و با انگیزه ساخته.

 

 باعث شده که راه حل هایی باور نکردنی برای مشکلات و مسائل زندگیم پیدا کنم. مسائلی که مدت ها بدون راه حلی به حال خود رها شده بودند و به شدت مرا اذیت می کردند.

 

 به من کمک کرد که خودم را بهتر بشناسم. با نوشتن زوایای پنهان شخصیتم آشکار شد. راه و مسیر برایم روشن شد. دانستم که از زندگی چه میخواهم رضایت من در کجا نهفته است و چگونه و چطور و به چه سبکی زندگی کردن به من آرامش می دهد.

 

 کمک کرد که عاشق خودم و زندگیم بشوم.

 

 به من کمک کرد که مسائل کم اهمیت و فرعیات را نادیده بگیرم و روی اصل ماجرا و مسائل مهم تمرکز کنم.

 

 به ارزش انسانی خودم پی بردم.

 

 نوشتن صفحات صبحگاهی به یک عادتِ مثبتِ موثرِ همیشگی در زندگی تبدیل شده است. عادتی که هرگز ترک نخواهد شد.

 

 در توسعه فردی من تاثیر بزرگی داشته. من با نوشتن این صفحات به این پی بردم که هر عادت موثر و مثبت دیگری را هم میتوانم در خودم نهادینه کنم به شرط این که بخواهم و هر روز گامی کوچک برای آن بردارم.

 

 ذهنم را سازماندهی کرد. تمرکزم را بالا برد. و با آرامشی که برایم دارد باعث میشود که روزم را بهتر مدیریت کنم.

 

 انضباط شخصی را آموختم. منظم تر شدم.

 

هرگز فکر نمی کردم نوشتن به صورت کلی و نوشتن صفحات صبحگاهی به صورت خاص اینقدر بتواند به من کمک کند و رقم زننده تجربیاتی بی نظیر برایم باشد. به این جمله که نوشتن معجزه می کند ایمان آورده ام. کافی است بنویسیم تا دریابیم که نوشتن خودِ زندگی است.
و حالا من مثالی بارز هستم از این گفته جولیا کامرون: «اغلب اوقات افرادی که بیش از دیگران در برابر نوشتن صفحات صبحگاهی مقاومت می ورزند، بیش از سایرین به آن علاقه مند می شوند».

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *