دایی وانیا

«به‌نظرم می‌توانید درک کنید که دنیا به وسیله چپاول و آتش‌سوزی نیست که از بین می‌رود، بلکه تنفر، دشمنی و هم‌چنین اختلافات کوچک است که آن را نابود می‌کند»

1
دایی وانیا
نویسنده: آنتوان چخوف
مترجم: هوشنگ پیرنظر
نشر: قطره
تعداد صفحات: 112
موضوع: نمایشنامه

2
بعد از نمایشنامه «مرغ دریایی» دومین نمایشنامه ایی است که از چخوف خواندم.
نارضایتی از زندگی، عشق غیرممکن و بی سرانجام، سرخوردگی، ملال و حسرت زندگی از دست رفته از موضوعاتی است که در این نمایشنامه به آن پرداخته شده.
نخستین بار در سال 1898 میلادی منتشر شده
اگر قصد دارید خواندن نمایشنامه را شروع کنید، نمایشنامه های چخوف از جمله دایی وانیا گزینه مناسبی است.

3
برش هایی از کتاب
• بلاتکلیفی بهتر است… به‌هرحال انتظار امیدی هست…
• چه در دشت سواری کنم، چه در باغ گردش کنم و چه به این میز نگاه کنم، در هر صورت موهبت غیرقابل توصیفی را احساس می‌کنم. هوا دلکش است و پرندگان نغمه‌سرایی می‌کنند. همه ما در صلح و صفا بسر می‌بریم. دیگر چه می‌خواهیم؟
• از تمام کسانی که می‌شناسم بهتر و زیباترید. چرا می‌خواهید شبیه آدم‌های معمولی که باده‌گساری و قمار می‌کنند بشوید؟
• وقتی زندگی به صورت حقیقی وجود ندارد، زندگی را مجبوری با سراب بگذرانی. به‌هرحال بهتر از هیچی‌ست.
• بله زندگی خودبه‌خود کسل‌کننده و ابلهانه و کثیف است… چه‌قدر این زندگی کند می‌گذرد. دور و برت را آدم‌های عجیب و غریب گرفته‌اند همه بدون استثنا عجیب و غریب‌اند. وقتی یکی دو سال با آن‌ها زندگی کنی بدون این‌که خودت متوجه شوی، تو هم مثل آن‌ها می‌شوی. از سرنوشت گریزی نیست.

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط