فرزندِ مسئولیت پذیرِ من

داشتن فرزندی مسئولیت پذیر برای تمام والدین لذت بخش است. فرزندی مستقل که بتواند به راحتی از عهده مسئولیت ها و کارهایی که به او محول شده برآید و نقش خود را به عنوان عضوی از خانواده و جامعه به خوبی ایفا کند.   فرزندان به خودی خود مسئولیت پذیر نمی شوند. پدران و مادران […]

داشتن فرزندی مسئولیت پذیر برای تمام والدین لذت بخش است. فرزندی مستقل که بتواند به راحتی از عهده مسئولیت ها و کارهایی که به او محول شده برآید و نقش خود را به عنوان عضوی از خانواده و جامعه به خوبی ایفا کند.

 

فرزندان به خودی خود مسئولیت پذیر نمی شوند. پدران و مادران نقشی مهم و حیاتی در مسئولیت پذیر شدن فرزندان دارند. نمی شود فرزند را به حال خود رها کرد و انتظار داشت که پس از مدتی بدون هیچ گونه دغدغه خاصی، مسئولیت های خود را به درستی، تمام و کمال انجام دهد. پس برای داشتن فرزندی مسئولیت پذیر لازم است که به فرزندان مسئولیت پذیری را آموزش داد. والدین نخستین کسانی هستند که این مسئولیت را بر عهده دارند.

 

مسئولیت پذیری چیست؟

یک تعریف ساده از مسئولیت پذیری یعنی تعهد داشتن به انجام یک یا چند کار.

مسئولیت پذیری یعنی قبول و بر عهده گرفت کاری که از کسی خواسته می شود. در هنگام قبول مسئولیت این حق برای شخص در نظر گرفته می شود که آن کار را بپذیرید و یا رد کند. بنابراین پذیرفتن مسئولیت اجباری نیست. بلکه انتخابی آگاهانه است که از سوی فرد صورت می گیرد و فرد در آن تصمیم می گیرد که کاری را انجام دهد یا خیر.

 

مسئولیت پذیری در روند طبیعی رشد انسان ها به وجود می آید و بخش مهمی از رشد شخصیت فرزند است. در سن ۲ تا ۳ سالگی، کودکان حضور دیگران را در کنار خود درک می کنند و متوجه می شوند که دیگران از آن ها خواسته ها و انتظاراتی دارند. در این سنین کودک در می یابند که برای این که دیگران به خواسته های آن ها توجه کنند لازم است که آن ها نیز به خواسته ها و انتظارات دیگران توجه کنند. تصویر ذهنی که در این سن در کودک به وجود می آید به رشد شخصیت او و پدید آمدن مسئولیت پذیری در کودک کمک می کند.

اگر تمام مراحل رشد فرزندان درست طی شود، شرایط مسئولیت پذیری مهیا می شود. اگر کودک نتواند مسئولیت پذیری را به خوبی یاد بگیرد، در آینده برای ورود به جامعه و در برقراری ارتباط با دیگران و پذیرفتن نقشی فعال در جامعه با مشکل روبرو خواهد شد.

 

دلایل نپذیرفتن مسئولیت در فرزندان

چرا برخی از بچه ها مسئولیت پذیر نیستند.

۱- مسئولیتی که به بچه ها محول می شود بیش از حد توان آن هاست. بنابراین از پس کار برنمی آیند.

 

۲- برخی اوقات بچه ها برای نشان دادن خشم خود نسبت به والدین و خانه و ناخشنودی از شرایط موجود در خانه و خانواده از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند.

 

۳- مسئولیت فرزند به درستی برایش تعریف و مشخص نمی شود و او به طور واضح نمی داند که چه کاری باید انجام دهد چه مسئولیتی دارد و والدین از او چه انتطاری دارند.

 

۴- فرزند از کاری که به او محول شده خوشش نمی آید و انجام آن کار را دوست ندارد.

 

لازم است که پدر و مادر شرایط را بررسی کرده، علت نپذیرفتن مسئولیت را شناسایی کنند و در نتیجه شرایط را به گونه ایی فراهم کنند که کودک بتواند انتظارات آن ها را برآورده کرده و از پس مسئولیتش برآید.

 

چگونه فرزندی مسئولیت پذیر تربیت کنیم؟

 

۱- پدر و مادر مسئولیتی را از فرزند خود بخواهند که متناسب و هماهنگ با مرحله رشدی و سنی او باشد. فرزند باید آمادگی انجام آن کار را داشته باشد. نباید انتظاری فراتر از حد توان از بچه ها داشت.

 

۲- بزرگسالان تحت هیچ شرایطی نباید برای فرار و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت، انجام آن را بر عهده فرزند خود بگذارند. این کار به سلامت جسم و روان فرزند آسیب وارد می کند. به ویژه اگر مسئولیت محول شده فراتر از حد توان فرزند باشد. با محول کردن مسئولیت بیش از حد توان و سن فرزند، او را تحت فشار قرار داده و مراحلی از زندگی را که باید سرشار از شادی و آرامش باشد به دورانی سخت و غیر قابل تحمل تبدیل می کند.

 

۳- قبول مسئولیت یک رابطه دو طرفه است. برای داشتن فرزندی مسئولیت پذیر، پدر و مادر نیز باید مسئولیت هایی بر عهده داشته و آن ها را به خوبی انجام دهند. پدر و مادر مسئولیت پذیر به فرزند خود الگوی موفقی از مسئولیت پذیری ارائه می دهند. اگر والدینی مسئولیت های خود را به درستی انجام ندهند، دو مسیر را در پیش و روی فرزندان خود قرار می دهند:

 

الف- ممکن است فرزند با الگوبرداری از والدین خود از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند و کارهای خود را به درستی انجام ندهد.

 

ب‌- ممکن است فرزند برای جبران بی مسئولیت پدر و مادر، مسئولیت کارهای آن ها را بر عهده بگیرد. مسئولیت پذیری زودهنگام و بیش از حد توان فرزند را به سوی بلوغ زودرس و کاذب می راند.

 

پس والدین  می توانند الگو و سرمشق خوبی برای فرزندان خود باشند.

 

۴- برای پذیرفتن مسئولیت در خانواده قوانین مشخصی وجود داشته باشد. هر دو طرف رابطه، یعنی فرزند و والدین باید از قوانین پیروی کرده، به خواسته های طرف مقابل احترام گذاشته و مسئولیت های خود را به خوبی انجام دهند.

 

۵- برای محول کردن مسئولیت به فرزند، لازم است ابتدا توانایی ها و علایق او را به طور دقیق شناسایی کرد. سپس بر اساس توانایی ها و علایق فرزند به او مسئولیتی را واگذار کرد. در این صورت احتمال همکاری فرزند با والدین به طرز چشمگیری افزایش می یابد.

 

۶- مسئولیت های محول شده به فرزند در راستای اهداف خانواده باشد. زمانی که فرزند متوجه شود کاری که انجام می دهد، برای خانواده مفید و ارزشمند است، احتمال مسئولیت پذیر شدن او افزایش می یابد.

 

۷- چنانچه فرزندی به هر دلیلی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد، والدین آن کار را برای او انجام ندهند. انجام مسئولیت فرزند به جای او منجر به وابستگی او به والدین شده و مانع رشد مسئولیت پذیری فرزند خواهد شد. فرزند با خود می گوید:«وقتی کسی هست که همیشه جور مرا بکشد و کارهایم را انجام دهد، دیگر چه احتیاجی است که خودم آن کار را انجام دهم».

 

۸- پدر و مادر نباید برای انجام مسئولیت فرزند مدام به او تذکر بدهند. والدین باید اجازه دهند که فرزند کارها را بدون زور، اجبار و تذکر انجام دهد. چنانچه فرزندی مسئولیت خود را به درستی انجام نداد، مجبور است پیامدهای سهل انگاری خود را بپذیرد. در نتیجه یاد می گیرد که دفعه بعد کار خود را انجام داده و مسئولیت پذیر شود.

 

۹- والدین باید تصویری مطلوب از مسئولیت و مسئولیت پذیری در ذهن فرزند خود ایجاد کنند. والدین باید کاری که قرار است مسئولیتش را به فرزندشان واگذار کنند کاری مفید و ارزشمند تلقی کنند و به فرزند نشان دهند که انجام آن کار برای خانواده مفید، مهم و با ارزش است.

برای مثال: پدر از بیرون گذاشتن زباله ها بدش می آید، مدام بابت این کار غر می زند و آن را کاری بیهوده می داند. اگر بخواهد این مسئولیت را به فرزند خود بدهد طبیعی است که فرزند نپذیرد و این کار را انجام ندهد. چون با خود می گوید: «اینها مرا دوست ندارند و برای من ارزش قائل نیستند. کاری که خودشان دوست ندارند انجام بدهند را

به من می گویند که انجام دهم. من هم این کار را انجام نمی دهم».

پس در وهله اول باید تصویری مطلوب و ارزشمند از مسئولیت داده شده به فرزند برای او ترسیم کرد. در این صورت حتی اگر کار خسته کننده باشد، مورد علاقه کودک نباشد و برایش لذت آنی و فوری در پی نداشته باشد به دلیل اینکه نفع خانواده را به همراه دارد، آن را انجام می دهد.

پس نحوه درخواست کردن از کودک برای قبول مسئولیت مهم است.

 

۱۰- والدین باید با کودک خود صادق و روراست باشند. در اهمیت مسئولیتی که به کودک داده می شود،اغراق و مبالغه نکنند و کار بی ارزشی را به دروغ با ارزش و مفید جلوه ندهند. تعریفی که از مسئولیت و کاری مشخص به کودک ارائه می شود باید واقعی، منطقی، درست و صادقانه باشد.

 

۱۱- در فرایند مسئولیت پذیر شدن فرزند و در صورت انجام ندادن کاری توسط او از جملات منفی استفاده نشود.

استفاده از جملاتی نظیر «میدونستم تو عرضه انجام این کار را نداری» «تو بی لیاقت / تنبل / بی مسئولیتی» ممنوع است.

 

 

۱۲- والدین باید با کلماتی مثبت درباره مسئولیت که به فرزند خود داده اند حرف بزنند. «من مطمئنم که تو از عهده کارت بر میایی». «ممنون که انجام این کار را پذیرفتی. کار تو برای خانواده خیلی مفید است. ما قدر این کارت را می دانیم».

 

۱۳- اگر فرزند تمام تلاش خود را برای انجام مسئولیت به کار برد؛ اما نتوانست کار را به خوبی انجام دهد باید بابت تلاشی که کرده از او تشکر و قدردانی کرد. همین که فرزند مسئولیت خود را پذیرفته و تمام تلاش خود را انجام داده است، ارزشمند است. حتی اگر کار به طور کامل صورت نگرفته باشد.

 

۱۴- در فرایند مسئولیت پذیر کردن فرزند اعمالی مانند تنبیه بدنی، تحقیر، زور و اجبار، توهین و اعمال فشار عاطفی ممنوع است.

 

۱۵- دوست داشتن و عشق والدین به فرزند نباید مشروط به مسئولیت پذیر بودن او باشد. والدین باید فرزند خود را بی قید و شرط دوست داشته باشند. چه فرزند مسئولیت خود را انجام دهد و چه انجام ندهد. فرزند باید بداند که همیشه دوست داشته خواهد شد حتی اگر اتاقش کثیف و بهم ریخته باشد، یا سفره ناهار را که قرار بود او جمع کند جمع نکرده باشد، یا به گلدان های خانه آب نداده باشد و یا تکالیف مدرسه اش را انجام نداده باشد.

 

 

۱۶- اگر پدر و مادر متوجه شدند که در فرایند مسئولیت پذیر شدن فرزند خود اشتباه کرده اند باید فوری مسئولیت این اشتباه را پذیرفته و درباره آن با فرزندشان حرف بزنند. باید به اشتباه خود اعتراف کنند. با فرزندشان به گفتگو بنشینند. به او بگویند روشی که تاکنون برای مسئولیت پذیر شدن او به کار برده اند چندان کارآمد نبوده و نتیجه خوبی در پی نداشته است. این روش نتوانسته است به تو کمک کند که انسانی مستقل باشی. اگر این مشکل حل نشود و او نتواند استقلال خود را به دست آورد با ورود به جامعه و در برخورد با دیگران دچار مشکل خواهد شد. لازم است که پدر و مادر تصویری از آینده فرزند را برای او ترسیم کنند. تصویری از این که اگر مسئولیت پذیر نشود ممکن است در آینده با مشکلات فراوانی روبرو شود. با این کار به فرزند کمک می شود تا در جهت رفع نواقص خود بکوشد.

 

۱۷- اگر پدر و مادری مسئولیت اشتباهات خود در فرزندپروری را بر عهده نگیرند و فرزندی وابسته تربیت کنند، فرزند با ورود به جامعه متوجه خواهد شد که شیوه ی مسئولیت پذیر شدن او اشتباه بوده و نتوانسته از او انسان مستقلی بسازد و به همین دلیل در جامعه دچار مشکل شده است. برای مثال: فردی که ازدواج کرده است اما مسئولیت زندگی مشترک خود را نپذیرفته و به گونه ایی زندگی می کند که در دوران پیش از ازدواج زندگی می کرده است. ساعت های طولانی همسرش را تنها گذاشته و با دوستانش به سر می برد. در امور خانه همکاری نمی کند و انتظار دارد تمام کارهای شخصی اش را همسرش انجام دهد. همان گونه که زمانی مادرش این کارها را برایش انجام داده است.

 

۱۸- بهتر است که والدین در محیطی آرام و صمیمی درباره مسئولیت های فرزند با فرزند خود به گفتگو بنشینند. اجازه دهند فرزند بدون هیچ گونه ترس و نگرانی درباره مسئولیت هایی که قبول کرده صحبت کند. احساسی که درباره این مسئولیت ها دارد را بازگو کند. فرزند باید بیان کند که آیا توانایی انجام مسئولیت خود را دارد یا خیر. آیا به مسئولیت خود علاقه دارد و یا خیر.

 

۱۹- پدر و مادر بایستی در تربیت فرزند با هم هماهنگ بوده و توافق نظر داشته باشند. اگر والدین شیوه های فرزندپروری متفاوتی داشته باشند و هر کدام از آن ها به شیوه خود عمل کند فرزند به زودی متوجه این مسئله می شود و از این شرایط سوء استفاده کرده، از زیر بار مسئولیت و قبول نقش هایش در خانواده شانه خالی می کند. از طرف دیگر شیوه های تربیتی متفاوت فرزند را گیج و سردرگم و دچار دوگانگی می کند باعث تعارض فرزند شده و موجب آشفتگی رفتاری و روانی او می شود.

 

۲۰- لازم است که پدر و مادر درباره شیوه تربیتی خود به توافق رسیده درباره آن با هم گفتگو کرده و به تفاهم برسند. در این حالت است که می توان امید داشت که فرزند شیوه درست مسئولیت پذیری را یاد گرفته و مسئولیت پذیر خواهد شد.

 

چند نکته درباره مسئولیت پذیری فرزندان برای والدین

 

۱- اگر فرزند تلاش کرد مسئولیت خود را به خوبی انجام دهد، بهتر است با تشویق او را ترغیب به بهتر و صحیح تر انجام دادن مسئولیت کرد.

 

 

۲- چنانچه فرزنددر قبال هیچ کس و هیچ چیزی و در هیچ محیطی مسئولیت پذیر نیست دریابید که مشکل بنیادی در نحوه نگرش و دیدگاه او وجود دارد. یا این که فرزند شما از یک مشکل روانی و رفتاری رنج می برد. پس لازم است به متخصص مراجعه کرده و کمک حرفه ایی دریافت کنید.

 

 

۳-پدر و مادری که مسئولیت پذیر نیستند ابتدا باید روی مسئولیت پذیر شدن خود کار کنند. به روانشناس و مشاور مراجعه و کمک حرفه ایی دریافت کنند. تا بدین طریق بتوانند مسئولیت خود را به درستی انجام دهند. از آنجایی که بچه ها از پدر و مادر الگوبرداری می کنند با مسئولیت پذیر شدن پدر و مادر پذیرفش مسئولیت توسط فرزند آسان تر خواهد بود.

 

۴- هر چه فرزندی مستقل تر بار آمده باشد، مسئولیت پذیرتر خواهد بود. فرزندان وابسته به والدین نمی توانند مسئولیت هایی را که بر عهده شان گذاشته می شود به خوبی انجام دهند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *