تختت را مرتب کن

همه‌ی ما می‌دانیم که زندگی، سخت و طاقت‌فرساست؛ ولی گاهی با انجام کارهایی پیش‌پاافتاده می‌توان به نتیجه‌ای دست یافت که زندگی را تحت تاثیر قرار دهد. عمل بسیار ساده‌ای مانند مرتب کردن تختخواب هم می‌تواند برای شروع یک روز نیروی انگیزشی شگفت‌آوری داشته باشد و رضایتی درونی برای به پایان رساندن یک روز خوب برای‌مان فراهم کند. برای تغییر جهان، اول تختوابت را مرتب کن.
«متن پشت جلد کتاب»

۱
عنوان اصلی: تختخوابت را مرتب کن
عنوان فرعی: چیزهای کوچکی که می‌توانند زندگی‌ات و شاید دنیا را تغییر دهند
نویسنده: ویلیام. اچ.مک ریون
مترجم: حسین گازر
نشر: کوله پشتی
تعداد صفحات: ۱۰۴
موضوع: موفقیت و خودیاری

۲

از پرفروش های نیویورک تایمز
ده فصل دارد.
فصل اول: روزتان را با به انجام رساندن یک کار شروع کنید.
فصل دوم: نمی توانید به تنهایی از پس کارهایتان برآیید
فصل سوم: فقط بزرگی دلتان مهم است.
فصل چهارم:زندگی عادلانه نیست- ادامه دهید.
فصل پنجم: شکست انسان را قوی تر می کند.
فصل ششم: باید جسارت زیادی داشته باشید.
فصل هفتم: جلوی زورگوها بایستید.
فصل هشتم: در شرایط سخت بیشتر تلاش کنید
فصل نهم: به دیگران امید بدهید.
فصل دهم: هرگز تسلیم نشوید.

۳

برش هایی از کتاب

• در برهه‌هایی از زندگی، همگی با لحظه‌ی تاریکی روبه‌رو می‌شویم. اگر این لحظه‌ی از دست دادن یکی از افرادی که عاشقش هستید نباشد، در این صورت چیز دیگری روحیه‌ی شما را خرد می‌کند و به تفکر در زندگی وا می‌دارد. در آن لحظه تاریک و سرد، به درون خود رجوع کنید و بهترین خود باشید.
• هیچ‌یک از ما از لحظات دردناک زندگی در امان نیستیم. مثل آن قایق پارویی کوچک که اساس تمرینات دوره‌ی نیروی دریایی ما بود، لازم است که همه‌ی ما گروهی از افراد خوب و درست را برای رسیدن به مقصد زندگی در کنار خود داشته باشیم. شما به تنهایی از پسِ پارو زدن برنمی‌آیید. کسی را پیدا کنید تا زندگی خود را با آن قسمت کنید. تا جایی که امکان دارد دوست پیدا کنید و هرگز فراموش نکنید که موفقیت شما در گرو دیگران است.
• اینکه تختخوابم را به‌درستی مرتب کرده بودم، برایم شانس گرفتن پاداش به همراه نداشت، چون این چیزی بود که از من انتظار می‌رفت. این اولین وظیفه‌ی هر روزم بود و انجام درستش بسیار اهمیت داشت. این کار نظم و انظباط و توجه‌ام به جزئیات را نشان می‌داد و در پایان روز به من یادآوری می‌کرد که کاری را به نحو احسن انجام داده‌ام؛ چیزی که به آن افتخار کنم، هرچند وظیفه‌ی بسیار کوچکی باشد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چشم هایش

«دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشم‌های تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.» گفتم: «این خبط شما آرزوی

ادامه مطلب »

جزیره سرگردانی

«فرق بسیار زیادی ست بین کسی که ” کم می آورد”، با کسی که “کوتاه می آید”!»   ۱ نام کتاب: جزیره سرگردانی نویسنده: سیمین

ادامه مطلب »

پیرمرد و دریا

«هر صبح یک روز جدید در انتظار ماست. انسان ها می گویند که اگر خوش شانس باشی بهتر است، اما من ترجیح می دهم که

ادامه مطلب »

چوب بدستهای وَرَزیل

گرازها به زمین های ورزیل حمله می کنند و دهاتی ها تصمیم می گیرند برای کشتن گرازها و دفع بلا شکارچی استخدام کنند و این

ادامه مطلب »

خانواده نیک اختر

«خانواده نیک اختر، جدیدترین اثر طنزنویس مشهور و توانی معاصر کشورمان ایرج پزشکزاد است که برای اولین بار در ایران منتشر می شود. داستان، حکایت

ادامه مطلب »

وقتی نیچه گریست

۱ نویسنده: اروین یالوم مترجم: سپیده حبیب نشر: قطره تعداد صفحات: ۵۱۲ موضوع: رمان روانشناختی ۲ از مشهورترین کتاب های اروین یالوم است. اولین بار

ادامه مطلب »